وبلاگ سعید عزتی
سعید عزّتی
سعید عزتی


باسلام

با تبادل لینک موافقم

به همه ی نظرات جواب میدیم

و تمام نظرات و دیدگاههای شما

ثبت میشه و به هیچ عنوان

حذف نمیکنیم

اون افرادی که کامنت با متن

توهین آمیز میفرستند

توجه کنن که اولاً وبلاگ من

ثبت IP داره و نشون میده

اون شخص کیه و از کجاست...!

در ثانی اگر ثبت نکنه هم

من یه نسخه از کامنتش رو

میفرستم به پلیس سایبری

تا از خجالتش در بیام

______________

تشکر فراوان از نظرات سازنده شما

" کــبــوتـــر "


سعید عزتی
لوگوی دوستان
حتماً جواب بدید
از کدام عید بیشتر خوشتان می آید؟







کلیک کن لذّت ببر
منزل بیستم
ورود به کربلا - روز اربعین



امروز سه شنبه ست؛ هشتم آبان 97 اربعین حسینی
برای نماز صبح بیدار شدیم
و این فریضه رو به جماعت اقامه کردیم
و بعد از صبحانه راه افتادیم به سمت کربلا
پرچم ها رو که در نخلستان ابومحمد
یه گوشه گذاشته بودیم برداشتیم
پرچمها توسط خانمهای قبیله ی صالحی گره خورده بود


اونجا رسمه برای حاجتهاشون
گوشه ی پرچم رو گره میزنن
از خانواده ی ابومحمد خداحافظی کردیم
و در مقابلشون ایستادیم
و شعر میثم مطیعی رو خوندیم
انتم الشرفا - انتم الکرما
خدمه للحسین - تبذلون العطا
اشک تو چشماشون حلقه زده بود


خداحافظی کردیم و یه کوچه ای داشتن
که بین نخلستونا بود
مسیر رو طی کردیم
سر کوچه دوباره با حاتم صالحی خداحافظی کردیم
من به آغوش کشیدمش
دیدم داره گریه میکنه
و با دستاش اشکشو پاک میکنه
مسیر رو ادامه دادیم


تا بین الحرمین راه زیادی نبود
به آخرین خیابون رسیدیم
شارع العباس (ع) و بعد از اون وارد خیابان اصلی شدیم
که یه پُل رو گذر داشت
پیاده روی مون به بالای پُل رسید
اول گلدسته های حرمِ حضرت ابوالفضل (ع) رویت شد
و بعد گنبد زیبای حرم حضرت ابوالفضل (ع) رو دیدیم
ایستادیم و دست به سینه سلام کردیم
خیلی لذتبخش بود
من بعد از شش سال دوباره اومدم کربلا
یه مقدار که جلوتر رفتیم گلدسته ها
و گنبد زیبای امام حسین (ع) رو هم دیدیم
دوباره ایستادیم و سلام کردیم
پیاده روی رو که ادامه دادیم من زیارت عاشورای
اونروز رو شروع کردم و در حال حرکت میخوندم
تابحال نشده بود که با هر قدم که برمیداشتم
در حال خوندنِ زیارت عاشورا باشم
و به بین الحرمین نزدیک بشم
داخل یه گاراژی شدیم که چند تا موکب داشت
زیارت اربعین رو دسته جمعی داخل چادر خوندیم
چند نفر موندن داخل چادر تا مراقب وسایلها باشن
گروه گروه به زیارت رفتیم
منو سیدعلی موسویان؛ دکتر نوری و سید صداقت
راهی شدیم بریم زیارت ارباب بی کفن
تووی راه اول سید صداقت محو شد
بعد سیدعلی موسویان
ولی منو دکتر نوری تا آخر موندیم


از باب الفرات وارد شدیم و گوشی رو گذاشتیم توی کیف
و کیف رو داخل کیسه ی کفش گذاشتیم
و تحویل کفشداری شماره هشت و حرف "ب" دادیم
همراه جمعیت وارد شدیم
بازرسی بدنی شدیم
و از دربها وارد صحن حضرت عباس (ع) شدیم
و موج ما رو به سمت جلو میبرد
به درب ورودی روضه منوره که رسیدیم
دکتر نوری پیشنهاد داد وارد حرم نشیم
واقعا جمعیت زیادی اومده بود
ولی من همچنان جلو میرفتم و دکتر نوری هم پشت سر
همراهم میومد


صلواتی به زبان عربی درخواست کردم
و گفتم: اَفلَحَ مَن صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَ اَلِ مُحَمَّد
و همه جمعیت صلوات فرستادن
و بعد وارد روضه منوره شدیم
شروع کردیم به صحبت با علمدار کربلا در سینه هامون
همینطور موج ما رو هدایت میکرد
ابتدا وارد شدیم و بعد از مدتی توسط موجها خارج شدیم
از درب دیگه ای خارج شدیم که به بین الحرمین باز میشد
بدون کفش و از گوشه ی راست به طرف حرم امام حسین
حرکت کردیم؛ دکتر نوری خوشحال بود
از اینکه داخل روضه منوره رفتیم
و از من تشکر کرد


آخه اول بخاطر شلوغی نمیخواست وارد بشه
ولی خدا رو شکر بدون فشار و اذیتی وارد حرم شدیم
و اینبار از یکی از دربهای ورودی
به داخل صحن امام حسین (ع) رفته و بعد از اون
وارد روضه منوره شدیم
از دور ضریح حبیب بن مظاهر پیدا بود
ماشاالله ماشاالله ماشاالله
چه شکوهی
چه معنویتی
چه عشقی
ضریح جدید مبارک آقا جان
چقدر بهتون میاد
ماشاالله


پس از توقفی کوتاه
از حرم خارج شدیم
و به بین الحرمین هدایت شده
و از خیابانِ سمت راست
به سمتِ باب الفراتِ حرم حضرت ابوالفضل (ع) رفتیم
و پس از دریافت کفشها؛ به سمت موکب رفتیم
در راه من برای خانواده حلوا شکری عراقی خریدم


و ترجیح دادم سوغاتی فقط همین باشه
و چیز دیگه ای نخرم
نهار گرفتیم و پس از اون یه چای
همراه دکتر نوری خوردیم و به نماز جماعت
به امامت طلبه سیرجانی رسیدیم
پس از صرف دوباره ی نهار
حرکت کردیم به سمت گاراژ و قرار شد به ایران
و تهران برگردیم؛ دکتر نوری از من دعوت کرد
با ماشین ایشون که در مرز مهران در پارکینگ بود
و با همراهی سید صداقت و برادران موسویان
ابتدا به مرز مهران و از اونجا به تهران برگردیم


از کربلا تا مرز مهران
نفری ۱۵ هزار دینار به عبارتی ۱۹۵ هزار تومان
کرایه دادیم و با یه ون به سمت مرز حرکت کردیم

قربون امام حسین بشم
که سفرش بهترین سفرِ
باید تجربه کنید

این بود تجربه ی اولم در
زیارت اربعین سالار شهیدان








تابلو اعلانات
آمار وبلاگ من
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات وبلاگ من

کد کج عکسی



در این وب
در كل اینترنت


وصیت شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic