مهمانسرای حضرت رضا علیه السلام




مهمانسرای حضرتی



اینجا مهمانسرای امام رضاست



به نقل از وبلاگ سحرانه، خاطره ای از سعید عزتی

مهمان شدن بر سر سفره پر برکت
امام علی بن موسی الرضا (ع) آرزوی همه عاشقان و دلدادگانه که همینطوری نصیب هر کس نمیشه و اصولا میگن با نگاه ویژه ی امام رضا قسمت میشه اهالی مشهد می دونن که گرفتن غذای مهمانسرای حضرت رضا علیه السلام شامل اونا نمیشه؛ مگر اینکه گوسفند قربانی نذر کرده باشن که در اونصورت دو پُرس غذای متبرک بهشون میدن و غیر مشهدی ها هم می دونن که غذای امام رضا حالا حالاها نصیب کسی نمیشه و این رو میشه در زمان صرف صبحانه؛ نهار و شام در مقابل درب ورودی و خروجی مهمانسراها شاهد بود مردم در مقابل درب ورودی ایستادند و التماس میکنن که ما هم وارد مهمانسرا بشیم ولی امکانش نیست؛ چون مهمانان تکمیل شدن و غذای اضافی وجود نداره که بخوان به دلدادگان بدن و از طرفی هم در مقابل درب خروجی عده ای دیگر ایستادن و با التماس و خواهش درخواستِ حداقل تکّه نانی میکنن برای تبرک و برای بیمار امسال (۱۳۹۷) تا ماه مهر من موفق شدم چهار بار به حرم آقای رئوف مشرّف بشم یکبار ۲۲ اردیبهشت یکبار ۳ مرداد یکبار ۱۸ شهریور و اینبار ۷ مهر و هر بار به دلیلی خاصّ مشرّف شدم ولی این آخری؛ خیلی متفاوت بود اولا مسافرتم تووی نیم ساعت چیده شده و تصمیمم رو گرفتم و بلیط رو خریدم و در حدود ۱ ساعت فرصت داشتم تا در راه آهن حاضرم بشم به موقع رسیدم؛ و قطار حرکت کرد و من از این اتفاق خیلی خوشحال بودم پس از طی کیلومترها راه بالاخره وارد مشهدالرضا شدم در سرمای غیرمنتظره و در دلِ شب و تاریکیِ محض خیابانها عاشقانه و از شوق زیاد از راه آهن تا حرم را پیاده رفتم


به اذان صبح چیزی نمانده بود وضو گرفتم و به سمت مضجع شریف حرکت کردم و یه دلِ سیر زیارت کردم وقت اذان شد یه جایی رو انتخاب کردم و آماده اقامه نماز صبح شدم پس از نماز صبح رفتم مدرسه پریزاد که در نزدیکیِ روضه منوره ست و محلی برای بحث و گفتگو درباره مطالب اعتقادی ست پس از کلاس رفتم برای صرف صبحانه جاتون خالی؛ یه کلّه پاچه ی خاطره انگیز زدم به رگ که حداقل منو تا آخرِ شب سرپا نگهداره و نیازی به نهار و عصرانه نداشته باشم در راه برگشت تلگرامم رو روشن کردم و یه راست رفتم گروه دلدادگان امام رضا به خانم صبوری که هم مدیر گروه بودن و هم از خادمه های محترمه امام رضا پیام دادم و نوشتم:



باسلام و وقت بخیر
ببخشید مزاحمتون شدم
دو عرض داشتم خدمتتون
البته دو تاشم زحمته
یکی اینکه یه متن بفرستم براتون
بنویسید روی کاغذ و از طرف من بندازید
داخل ضریح و دومی اینکه وقتی میام مشهد
چطور میتونم یه فیش غذای آقا رو تهیه کنم
فکر کنم اینهمه مدتی که اومدم حرم
سعادت خوردن غذای آقا رو نداشتم

خانم صبوری پس از دقایقی
اینطور پاسخ دادن:


سلام، بله
دوشنبه شیفت چند تا از دوستانه
پنجشنبه هم که خودم
در خدمتم، چشم
اهل کجایین؟
اومدین مشهد، با من در تماس باشین
سعی میکنم، غذا رو جور کنم
ولی با نصب برنامه رضوان هم
احتمال مهمانِ حضرت شدن زیاده
من همیشه نت ندارم
شماره منو داشته باشید
وقتی اومدید تماس بگیرید


یه لینک هم فرستادن که لینکِ گروه ِ به سمت حرم بود و فرمودن: خادم های زیادی داخل این گروهن لینک برنامه ی رضوان رو برام فرستادن و طریقه نصب و استفاده رو هم اطلاع دادن

روز هشتم مهر بود
برنامه رو ساعت ۰۸:۴۰ دقیقه
نصب کردم و از اعضای رضوان شدم هم خودم و هم خانم صبوری دعا کردیم که سعادت و لیاقتِ تناولِ غذای لذیذِ حضرت امام رضا نصیبم بشه همونروز ساعت ۲۲:۰۵ دقیقه برام پیامی اومد با این متن: باسلام شما به مهمانسرای حرم مطهر امام رضا ع دعوت شده اید؛ برای تعیین زمان حضور خود به بخش غذای حضرتی در اپ رضوان مراجعه فرمایید به کلّی خواب از سرم پرید و از شدت خوشحالی به همه زنگ زدم و این موضوع رو اطلاع دادم انگار امام رضا هم دلش بحالم سوخته بود و وقتی تعدد سفرم به حرمش رو دیده بود با اینکار بهم‌ تلنگر زدن که هم خدا داره میبینه و هم من هواتو دارم یکی از خادما که ازش آدرس دفتر نعیم رو پرسیدم بهم‌گفت: عجیبه که امروز برنامه رو نصب کردی و همین امروز هم در قرعه کشی اسمت در اومده برای تکمیل و تعیین زمان حضورم در رستورانِ امام رضا وارد برنامه رضوان شدم و دیدم غیر از من؛ از ۴ نفر همراه هم دعوت شده و نگاه کردم دیدم نوشته شده مهلت استفاده تا تاریخ ۱۳۹۹/۰۷/۰۹ حالا حواسم به سال نبود و فقط روز و ماه رو دیدم و فک کردم فقط تا فردا مهلت دارم و فکر کردم اگه استفاده نکنم این فرصت و دعوت از بین میره


از طرفی هم ۴ نفر همراه نداشتم و این سفرم دو روزه و تنهایی بود بین زائرا یه گشتی زدم و دنبال زوج های جوان میگشتم صحن آزادی بودم که دیدم یه زوج جوان کنار همدیگه و رو به قبله دارن با هم صحبت میکنن رفتم سراغشون و گفتم: تابحال از غذای امام رضا خوردین گفتن: نه! گفتم: دوست دارید فردا نهار مهمون امام رضا باشین گفتن: چرا که نه بهشون ماجرا رو تعریف کردم و گفتم: ازتون میخوام شما زوج جوان فردا همراه من به مهمانسرا جهت صرف نهار تشریف بیارید و کدملی شون رو پرسیدم و ثبت نهایی کردم یه زوج جوان دیگه رو شناسایی کردم و رفتم سراغشون؛ ماجرا رو تعریف کردم


اونا هم خوشحال شدن و کدملی اونا رو هم وارد کردم و قرار شد فردا صبح بیان صحن غدیر فیش غذا رو تحویل بگیرن و برای نهار تشریف بیارن شماره تلفنشونو گرفتم و خداحافظی کردیم همینکه از اونا جدا شدم یکبار دیگه به برنامه نگاه کردم و دیدم مهلت استفاده از غذا تا سال نود و نهِ و من دو سال مهلت داشتم هر وقت خواستم برم و از غذا استفاده کنم؛ ولی قسمت اون دو زوج بود که اونا هم سر سفره امام رئوف حاضر بشن رفتم زیارت و یه تشکر کردم و خستگیم به قدری زیاد بود که سریع رفتم زیر زمینِ حرم و یه پتو گرفتم و گرفتم تخت خوابیدم ساعت ۰۴:۲۰ دقیقه روز نهم بود خادمای آقا؛ زائرا رو بیدار کردن که اذان صبح نزدیکه و آماده نماز بشید ساعت ۹ روز ۹۷/۰۷/۰۹ داشتم از صحن ردّ میشدم که یکی از خادما زائران رو هدایت کرد سمت مهمانسرای قدیمی امام رضا و گفت بفرمائید صبحانه ی امام رضا دیگه خیلی خوشحال شده بودم آخه نهار رو هم مهمون حضرت بودم در حال رفتن به داخل مهمانسرا بودم که گوشیم رو در آووردم و به خانم صبوری اطلاع دادم خیلی خوشحال بودم خانم صبوری در این باره فرمودند: پس مورد توجه ویژه قرار گرفتین صبحانه مهمان امام رضا نهار مهمان امام رضا و در مدرسه پریزاد هم کتابی جایزه گرفتم و احساس کردم اون روز خیلی ویژه ست


روز نهم - ماه هفتم - سالِ نود و هفت؛ دو عدد نه و هفت؛ امام نهم که فرزندِ امام رضاست امام هفتم که پدرِ امام رضاست خیلی خوشحال بودم مطمئن بودم هر دعایی کنم برآورده میشه؛ به همین دلیل همه چیزو همه کسو دعا کردم دنیایی؛ اخروی؛ دوست؛ آشنا و ... این اولین باری بود که مهمون امام رضا بودم؛ خیلی خوب بود؛ خیلی


برای بازگشت به صفحه اصلیکلیک کنید