در سال 1959، عكس‌‌های جدید موسسة "ژئودتیك" تركیه مورد بررسی قرار گرفت، در میان آنها، تصویری جلب نظر می‌‌كرد: شبیه به یك قایق بزرگ بر سینة تپه‌‌ای در بیست كیلومتری جنوب كوه‌‌های آرارات. بلافاصله یك گروه پژوهشی به ریاست "دكتر واندنبرگ" راهی منطقه شد، اما بررسی‌‌های مزبور تا سال 1976 به نتیجة خاصی نرسید، تا در این هنگام، "دكتر ران" دریافت كه این شی قایق مانند، بسیار بزرگ‌‌تر از حدی است كه قبلاً تصور شده بود. محاسبات دقیقتر نشان داد كه طول این شی عظیم الجثه از طول یك زمین فوتبال بزرگ‌‌تر و اندازه آن به بزرگی یك ناوجنگی است و زیر گل‌‌ولای قطوری دفن شده است. زلزلة 25 نوامبر 1978 كه موجب شد سطح اطراف فرو بریزد و كشتی مزبور از دل كوه بیرون آید، اثری مثبت در تحقیقات به جای گذارد ... و پس از این واقعه، كه دیواره‌‌ها، در ارتفاع 189 متری كوه‌‌های آرارات، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت، دكتر "ویت"  ادعا كرد كه شی مزبور باقیماندة كشتی نوح است... دكتر جاناتان گری نیز، به عنوان مسئول تحقیقات، این نظر را پذیرفت. او بیان می‌‌دارد: "واقعة توفان نوح، بالا آمدن سطح آب به صورت تدریجی نبوده است، بلكه نیروی به وجود آورندة آن، آنقدر مهیب و قوی بوده است كه پوسته زمین شكاف برداشته، آب و آتش از درون زمین به بیرون فوران كرده است". بررسی‌‌های زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابودی و مرگ‌‌های دستجمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه‌‌ای غیر منتظره نشان می‌‌دهد كه برخی از آنها با زمان توفان همخوانی دارد. وجود لایه‌‌های فسیل شده حیوانات مختلف مثل فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران گونه گیاهی و جانوری در اطراف كشتی همگی تأییدی بر واقعیت مزبور است. تكنولوژی پیچیده در ساخت كشتی اینجا صحبت از نبوغ بشر در گذشته‌‌هاست. چه در آن زمان و چه قبل از آن، تحقیقات نشان می‌‌دهد كه بشر، بسیار پیشرفته و متمدن بوده است و اینكه چرا سیر رشد و تعالی در مسیر علمی بشر راكد ماند یا در حد انتظار، صعود نكرد، بحث دیگری می‌‌طلبد. اینجا صحبت از ساخت یك قایق كرجی كوچك هشت نفره با ظرفیت چند حیوان كوچك برای عبور از یك مسیل آرام رودخانه‌‌ای نیست. بحث بر سر تكنولوژی پیچیده‌‌ای است كه مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می‌‌طلبیده است. از آنجا كه یاران حضرت نوح تعداد بسیار كمی بوده‌‌اند، این سؤال پیش می‌‌آید كه نوح براستی چگونه این كشتی را ساخته است؟ كشتی‌‌ای كه تاكنون از عجایب كتب مقدس بشمار می‌‌رفت و اكنون یك واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است كه كشتی ناوگونه خود را به ابعاد یك زمین فوتبال و به وزن تقریبی 32000 تن بسازد؟ آیا ساخت یك كشتی با دست خالی با امكانات آن زمان، به گنجایش 494 اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع‌‌آوری شده و در كشتی جایگزین شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می‌‌شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی كشتی هدایت شدند؟ باید كار جمع‌‌آوری و هدایت حیوانات كاری سخت بوده باشد ولی به هرحال فرمان خد.ا باید انجام می‌‌شد. «ارنست میر» یكی از متخصصان محاسبه كرده است كه هم اكنون حدود یك میلیون گونه حیوان بر روی زمین وجود دارد. از این تعداد 60 درصد جانوران آبزی و 70 درصد از 40 درصد باقیمانده را حشرات تشكیل می‌‌دهند. در نتیجه در حدود 20000 گونه جانور در خشكی وجود دارد كه شامل پستانداران، خزندگان، پرندگان و دوزیستان می‌‌شود. حال این كه چگونه این جانوران با توجه به تنوع‌‌و اندازه و نوع نگهداریشان، گردآوری و جای داده شدند، مسئله‌‌ای است كه شاید بتوان به تنهایی آن را معجزه نامید، ولی خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در كشتی یافت شده، تایید كرد. كشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات كه به صورت فسیل درآمده‌‌اند و از ناحیه خسارت دیده كشتی به بیرون رانده شده‌‌اند، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیك كرد.علاقمندان به كاوش در مورد كشتی نوح بارها و بارها سعی كرده‌‌اند به درون كشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده‌‌ای عظیم سنگ و خاك نیمه ویران مواجه شده‌‌اند. در آخرین تلاش‌‌ها، كاوشگران سعی كردند لایه‌‌های گل و لای خشك شدة اطراف كشتی را درهم بشكنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقك‌‌های زیرین كشتی پیدا كنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال 1991، گرگ بروور باستانشناس، بخشی از یك شاخ فسیل شده جانوری شاخدار را كشف كرد كه از قسمت تخریب شده كشتی كه فضولات حیوانی به بیرون ریخته شده بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ كه مربوط به پستانداری بوده است، مقارن با شاخ‌‌اندازی سالانه جانور به هنگام خروج حیوان از كشتی در آنجا رها شده است. كشتی نوح: زیر بنای فلزی، بدنه چوبی! تصور استفاده از آهن، آلومینیوم و برخی فلزات دیگر، در زمانی كه گمان می‌‌رود بشر از زندگی ساده‌‌ای برخوردار بوده، بسیار عجیب است، بخصوص كه این فلزات كاربردهای ویژه صنعتی هم داشته باشند. آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار كشتی تایید كرده است. این آزمایشات بارها و بارها تكرار شدند تا وجود هرگونه خطایی را منكر شوند. باستانشناسان با كشف رگه‌‌ها و تیرهای باریك آهنی الگویی ترسیم كرده‌‌اند كه حاصل كار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی كشتی علامت‌‌گذاری شد. آنها همچنین گره‌‌ها و اتصالات آهنی محكم برجسته‌‌ای را یافته‌‌اند كه در 5400 نقطه كشتی بكار رفته‌‌اند. تصویر برداری‌‌های راداری نشان داده كه در محل تصادم كشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر بر گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی كج شده‌‌اند. آنها می‌‌گویند كه استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت كشتی خارج از حد تصور ماست. به نظر می‌‌رسد كه تمدن پیشرفته و بسیار رشدیافته‌‌ای در آن دوران وجود داشته كه به هر حال نوح توانسته از آن بهره‌‌مند شود. تمدنی كه توجه ذهن ما را از تمركز بر روی بناها و اماكن منحصر به فرد در نقاط دنیا به این نقطه جهان معطوف می‌‌كند. . اكتشافات آنها زمانی جالب‌‌تر شد كه آنها توانستند طرح مشبكی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بكار رفته در بدنه كشتی بدست آورند. تصاویری كه نشان داده 72 تیر فلزی اصلی در هر طرف كشتی به كار رفته است. به نظر می‌‌رسد كه برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاق‌‌ها و فضای كوچك و بزرگ در طبقات مختلف نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تایید می‌‌كند. دكتر گری با خوشحالی (خوش‌‌بینی) می‌‌افزاید: «با جمع دو ردیف 72 تایی تیرآهن‌‌ها در دو طرف كشتی، عدد 144 بدست می‌‌آید كه عدد مقدسی در كتاب مقدس به شمار می‌‌رود!» در طول تحقیقات، بررسی‌‌هایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر كشتی انجام گرفته است كه متخصان را قادر ساخته تا از جزییات كف كشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشكیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دست‌‌یابی به چنین كشفیاتی مبهوت كننده بود چرا كه در بسیاری از مواقع، درك واقعیت كشف شده از حد تصور خارج بود. كشف یك لایه غلافی و كپسولی شكل در داخل كشتی از این جمله بود و در واقع كشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می‌‌كرد. این آزمایشات وجود دیوارهای داخلی كشتی، حفره‌‌ها، اتاق‌‌ها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه‌‌ای را تایید كرد. در این آزمایش‌‌ها كه به «رادار اسكن» یا «اسكن‌‌های راداری» معروفند، معلوم شد كه دو مخزن استوانه‌‌ای بزرگ كه هر كدام چهار متر و 20 سانتی‌‌متر بلندی و هفت متر و 20 سانتی‌‌متر gعرض داشته‌‌اند و به دور هر یك از آنها كمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیكی تنها در ورودی كشتی وجود داشته‌‌اند. در یكی از آزمایشات اسكن راداری كه به درخواست شخص استاندار استان «آگری» تركیه انجام شد، معلوم شد كه جنس بدنه كشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشكیل شده است. این سه لایه با مواد محكم چسبنده، به هم چسبیده شده بودند. در سال 1991، یك عدد میخ پرچ فسیل شده در حضور 26 نفر محقق شاهد، در بقایای كشتی كشف شد. تجزیه و تحلیل تركیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تایید كرد. این در حالی است كه گمان می‌‌رفت در زمان حضرت نوح(ع) آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله كشف و استخراج نرسیده باشند. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ لنگرهای كشتی هم كشف شد! بر بلندی‌‌های تپه‌‌های اطراف محل كشتی، باستانشناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند كه در بالای هر كدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شكل سنگی نیمه صیقلی، بسیار شبیه به لنگرهای كشتی‌‌های باستانی بودند كه «دراگ» نامیده می‌‌شدند. اینها در واقع ابزاری بودند كه به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن كشتی به آب پرتاب می‌‌شدند، چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی‌‌دانیم ولی حدس‌‌هایی در این زمینه وجود دارد.كشف شش وزنه یا لنگر سنگی، هر یك مجهز با سوراخی در بالای آن، حدس باستانشناسان را به یقین تبدیل كرد. این وزنه‌‌ها در فواصل متفاوت، ظاهرا به هنگام پهلو گرفتن كشتی به آب پرتاب شده بودند. از آنجا كه یكی از انگیزه‌‌های قوی در شروع كاوش‌‌های باستانشناسی، بررسی‌‌های تورات شناسی بوده است، یافتن حقایق دیگری در مورد اندازه‌‌های كشتی نوح خالی از فایده نیست. از اندازه كشتی نوح در تورات به 300 «اَما» یا «كیوبیت»  - ذراع- یاد شده است. واحد «اَما» یا «كیوبیت» یا ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی «ع» برابر با 7/52 سانتی‌‌متر بوده است. با محاسبه این رقم عدد 46/158 متر بدست می‌‌آید. طول كشتی مورد كاوش توسط دو تیم مختلف هر دو زمان، اندازه‌‌گیری شد. رقم به دست آمده دقیقاً 46/158 متر را نشان داد. این محاسبات محققان را در ادامه كاوش‌‌ها مصمم‌‌تر كرد. ولی واقعیت این است كه همیشه تصور دنیا از كشتی نوح، یك كشتی چوبی كوچك از وسط دو نیم شده بود نه یك ناو گونه عظیم با ساختار فلزی و چوبی و مهندسی پیشرفته. كتیبه‌‌ای كه ادعای دانشمندان را اثبات كرد روایت است كه حضرت نوح (ع) قبل از به زمین نشستن كشتی و فروكش كردن آب، پرنده‌‌ای را كه باید كبوتر یا كلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشكی نزدیك است یا نه. بار اول پرنده، با خستگی به كشتی بازگشت و این بدان معنی بود كه خشكی در آن نزدیكی‌‌ها وجود ندارد. بار دوم پرنده به كشتی بازنگشت و این آزمایش نشان داد كه عمل لنگر انداختن نزدیك است. درست در دو كیلومتری شرق محلی كه كشتی هم اكنون وجود دارد، دهكده‌‌ای وجود دارد كه «كار گانماز» نامیده شده است. نام این دهكده تركی را چنین ترجمه كرده‌‌اند: «آن كلاغ نه توقف می‌‌كند، نه باز می‌‌گردد!» محل كنونی كشتی در دل كوه‌‌های آرارات تركیه، در گذشته‌‌های دور به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله «هشت» نام گرفته است. چرا؟ در نزدیكی محل فرود كشتی در بالای تپه، لوحه‌‌ای كشف شد كه ادعاهای باستانشناسان را به طرز زیبایی اثبات كرد. كتیبه‌‌ای كه حداقل 4000 سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهكی، در سمت چپ تصویر، رشته كوه‌‌هایی دیده می‌‌شود كه در كنار یك تپه سپس یك كوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یك تصویر قایقی شكل با هشت نفر انسان كنده‌‌كاری شده است: یك پیرمرد، یك پیرزن، سه زن و سه مرد. در بالای كتیبه، دو پرنده در حال پروازند. كشف این كتیبه همگان را به شگفتی واداشت. در واقعیت موجود، كوه آرارات در سمت چپ، تپه‌‌ای در كنار آن و قله یك كوه آتشفشان در كنار تپه وجود دارد. پس بنابر این كتیبه، كشتی باید در سمت راست آنها بر زمین نشسته باشد و در حالی كه هم‌‌اكنون 19 كیلومتر پایین‌‌تر از محل مورد نظر قرار دارد. چرا؟ بررسی‌‌ها نشان داد كه كشتی در بالای كوه لنگر انداخته، ولی به مرور زمان بر اثر حركت مواد آتشفشانی و گل و لای از بالا به پایین كوهپایه رانده شده است. سپس بر اثر سُرخوردگی با صخره سنگی برخورد كرده و صدمه دیده است. پس از آن به مرور با همان گل و لای‌‌ها و با گذشت زمان در زمین مدفون شده است. در نزدیكی كشتی كنونی، تپه‌‌ای وجود دارد كه ترجمه نام آن چنین است: «جایی كه كرجی‌‌ها -كرجی- واژگون شد!» این نام محلی به سادگی اشاره به این دارد كه كشتی مورد نظر همین جا در زمین جای گرفته است. جاناتان گری در ادامه این مطلب، نكاتی را به شرح زیر از منابع مختلف در تایید این تحقیقات می‌‌آورد.

 1. تورات می‌‌فرماید كه كشتی نوح در ناحیه كوه‌‌های آرارات فرود آمده است.
 2. بر این اساس، كشتی بر روی سلسله‌‌ای از كوهها نشسته است نه كوهی مجرد.
3. كشتی بر روی تپه‌‌ای كه در آن رشته كوه قرار دارد، فرود آمده است نه روی قله‌‌ای بلند و رفیع.
4. قرآن، كتاب مقدس مسلمانان، می‌‌فرماید كه كشتی نوح بر روی كوه «الجودی» نشسته است. كوهی كه در حال حاضر كشتی مورد نظر بر آن قرار دارد به تركی «كودی داگی» یا همان كوه الجودی نام دارد.
5. متون مقدس بر وجود یك صخره بزرگ كه به كشتی خسارت سنگینی وارد كرده است، حكایت دارند.
 6.آشور نصیریان دوم پادشاه آشور، 859 - 883 قبل از میلاد مسیح (ع)، مدعی بود كه كشتی نوح در محلی به نام «نی‌‌سیر»پهلو گرفته است. در فاصله كمتر از 500 یاردی محل كشتی، دهكده‌‌ای وجود دارد كه «اوزون جیلی» نام دارد و پایین‌‌تر از آن بر روی نقشه‌‌های بسیار قدیمی، محلی به نام «نی‌‌سیر» یا «نسیر» مشاهده می‌‌شود. هم اینك دولت تركیه با اعزام گروه‌‌های باستانشناس، برخی از نقاط در معرض تخریب یا غارت كشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته‌‌های باستانشناسان برای حفاظت و مواظبت بیشتر مورد توجه ویژه قرار گرفته‌‌اند. كشف چهارستون فلزی فسیل شده كه هر كدام 120 سانتی‌‌متر طول دارند و از بخش‌‌های مهم در ساخت كشتی بوده‌‌اند، از جمله این اشیاءاست كه هم اكنون در تملك وزارت معادن و فلزات تركیه قرار گرفته است. در دل كوه‌‌های آرارات در نزدیكی مرز ایران و تركیه، جسم عظیم فسیل شده‌‌ای قرن‌‌هاست كه آرمیده و طوفان مهیب را پشت سر گذاشته است. كشتی بزرگ و مجهز كه یكی از پیامبران خد.ا را در رسالتش یاری داده، این فسیل عظیم الجثه، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد و قرن‌‌هاست كه مورد توجه بوده و ده‌‌ها سال كانون كاوش‌‌ها و كنجكاوی‌‌ها خواهد بود. تحقیقات همچنان ادامه دارد.


منبع مطالب بالا:
iranjewish.com/Essay/Essay170_9_nooh.htm
برای رفتن به سایت منبع با لینک مستقیم اینجا کلیک کنید

کَشتی نوح نام یک کشتی در داستان‌های کتب مقدس در دین‌های ابراهیمی است. بنا بر این داستان‌ها، نوح پیامبر به فرمان خدا این کشتی را ساخت تا خود، خانواده خود، کسانی که بوی ایمان آورده بودند و نمونه‌ای از هر حیوان را از پیامدهای طوفان نوح نجات دهد. بر اساس تورات و قرآن، نوح پیامبر دستور ساخت کشتی بزرگی را از سوی یهوه (الله در قرآن) دریافت کرد که ساخت آن سالها طول کشید، کشتی میبایست آنقدر بزرگ می‌بود که علاوه بر آدمیان ( خویشان و پیروان نوح) از همه گونه جاندار، جفتی نیز در کشتی جای بگیرد تا بعد از پایان سیل بزرگ ادامه حیات بر روی زمین ممکن باشد. کشتی بعدها بر روی قله کوه آرارات نشست. هنوز برخی از باستانشناسان به جستجو برای یافتن بقایایی از این کشتی ادامه می‌دهند. در بین تمدنهای میانرودان نیز داستانی مشابه وجود داشته است.

این داستان در بخش‌های ۶ تا ۹ کتاب پیدایش، اولین کتاب از تورات یهودیان، کتاب مقدس مسیحیان و قرآن (سوره‌های ۱۱ و ۷۱ ) آمده و نسخه‌های دیگری از آن نیز دیگر منابع دیده می‌شود.

داستان مذکور منجر شده تا تحقیقات بسیاری از سوی پیروان ادیان ابراهیمی برای یافتن بقایای کشتی نوح، به خصوص در منطقه آرارات انجام شود. در سال ۲۰۰۷ تیمی با حمایت کلیسای مسیحی تکه چوب هایی در ارتفاعات قله آرارات در ترکیه پیدا کرد. هرچند تیم جستجوگر مدعی شد که ٪٩٩/٩ مطمئن است که کشتی نوح را یافته است ولی باستان شناسان این ادعا را با توجه به شواهد علمی موجود مورد تردید فراوان دانسته اند


سوال :

آیا داستان طوفان نوح علیه السلام که در قرآن بدان اشاره شده است با علم تعارض دارد؟


جواب:
پاسخ این سوال مبتنی بر چند مقدمه است:


نخست: قرآن مجید چگونه کتابی است؟
تعریف قرآن تنها از خود قرآن و معصومین علیهم السلام ممکن است.قرآن طبق کلام خدا عاری از هر گونه خطاست(لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ):"هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو، نه از پشت سر، به سراغ قرآن نمى ‏آید"! چرا كه (تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ):" از سوى خداوند حكیم و حمید نازل شده است" (1)
در تفسیر جمله" لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ ..." مفسران سخنان بسیار گفته ‏اند كه جامعتر از همه آنها این است" هیچگونه باطل، از هیچ نظر، و از هیچ طریق، به سراغ قرآن نمى ‏آید" یعنى:
نه تناقضى در مفاهیم آن است.
نه چیزى از كتب و علوم پیشین بر ضد آن مى ‏باشد، و نه اكتشافات علمى آینده با آن مخالفت خواهد داشت.
نه كسى مى ‏تواند حقایق آن را ابطال كند، و نه در آینده منسوخ مى ‏گردد.
نه در معارف و قوانین و اندرزها و خبرهایش خلافى وجود دارد و نه خلافى بعدا كشف مى ‏شود.
نه آیه و حتى كلمه‏ اى از آن كم شده، و نه چیزى بر آن افزون مى ‏شود، و به تعبیر دیگر دست تحریف كنندگان از دامان بلندش كوتاه بوده و هست. چرا که جمله" مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ" (نه از پیش رو و نه از پشت سر) كنایه از همه جانبه بودن است، یعنى از هیچ سو و از هیچ طرف و ناحیه، بطلان و فساد به سراغ این كتاب بزرگ نیامده، و نخواهد آمد.(2)
دوم: تعریف علوم تجربی چیست؟
علوم تجربی علومی هستند که از خواص کلی ماده و از کیفیات مربوط به حیات با روش تجربی و حسی بحث می کند. با توجه به اینکه روش علوم تجربی استقراء ناقص است، یقین آور نیست و تنها اطمینان آور است. اما اگر تجربه به همراه دلیل عقلی آمده باشد قطعی خواهد بود.(3)
سوم:تعارض علم با قرآن
تعارض علم با قرآن در نگاه ابتدایی است نه واقعی و تعارض حقیقی بین علم و قرآن وجود ندارد. توضیح آنکه آیات قران از دو حال خارج نیستند یا نص اند( در نص مفهوم آیه قطعی است و احتمال خلاف در آن منتفی است) یا ظاهر ( در ظاهر مفهوم آیه ظنی است و احتمال خلاف وجود دارد). و علوم تجربی نیز از دو حال خارج نیستند یا ظنی اند و تجربه محض بوده یا قطعی.
بنابراین در تعارض علم با قرآن 4 صورت وجود دارد:
1- تعارض نص قرآن با قانون علمی ظنی: در این مورد عقل انسان حکم می کند که ما حق نداریم با یک دلیل ظنی از دلیل قطعی( قرآن) دست بکشیم.
2- تعارض نص قرآن با قانون علمی قطعی: این تعارض از قبیل تعارض عقل و دین است و بین عقل و دین نیز تعارض حقیقی وجود ندارد لذا در هنگام تعارض دو احتمال وجود دارد:
الف- در مقدمات دلیل عقل خطا شده است.
ب- خطا در فهم دین بوده است به اینکه ظاهر دیم مراد نیست.
3- تعارض ظاهر قرآن با قانون علمی ظنی: ظاهر قرآن حجت است.
4- تعارض ظاهر قرآن با قانون علمی قطعی: قانون علمی قطعی مقدم است. (4)

نتیجه:تعارض داستان طوفان نوح با علم از دسته سوم است که در آن ظاهر قرآن مقدم است. چرا که آن بخش از داستان طوفان نوح که در قرآن آمده ومحل بحث بود بصورت ظاهر می باشد نه نص و همچنین آنچه از قوانین علمی در کلام دوستان نقل شد، ظنی بود نه قطعی.
اما از ظاهر قرآن کریم - آن هم ظهوری که قابل انکار نیست - بر می‏ آید که طوفان نوح تمامی کره زمین را فرا گرفته و آنچه از جنس بشر بر روی زمین بوده همه غرق شده‏ اند مگر آن عده‏ ای که در کشتی بوده و نجات یافتند،( مانند آیه‏ اى كه دعاى نوح (ع) را حكایت نموده و مى ‏فرماید:" رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِینَ دَیَّاراً)(5) و هیچ دلیل قطعی که این ظهور را از آیات بگیرد وجود ندارد(6). ولی با این حال احتمال منطقه ‏ای بودن آن نیز بکلی منتفی نیست ، زیرا اطلاق کلمه ارض بر یک منطقه وسیع جهان در قرآن مکرر آمده است چنانکه در سرگذشت بنی اسرائیل می‏ خوانیم : ( و اورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها : مشرقها و مغربهای زمین را در اختیار گروه مستضعفان ( بنی اسرائیل ) قرار دادیم .(7) حمل حیوانات در کشتی نیز ممکن است به خاطر این باشد که در آن قسمت از زمین ، نسل حیوانات قطع نگردد ، بخصوص اینکه در آن روز نقل و انتقال حیوانات از نقطه‏ های دوردست کار آسانی نبود ( دقت کنید ) .
همچنین قرائن دیگری که برخی دوستان نیز ذکر کردند قابل تطبیق بر منطقه ‏ای بودن طوفان نوح می‏تواند باشد .
این نکته نیز قابل توجه است که طوفان نوح به عنوان مجازات آن قوم سرکش بود ، و ما هیچ دلیلی در دست نداریم که دعوت نوح به سراسر زمین رسیده باشد ، اصولا با وسائل آن زمان رسیدن دعوت یک پیامبر ( در عصر خودش ) به همه نقاط ، بسیار بعید به نظر می‏ رسد.
ولی در هر حال هدف قرآن از بیان این سرگذشت عبرت انگیز بیان نکته ‏های تربیتی مهمی است که در آن نهفته است خواه جهانی باشد یا منطقه ‏ای(8).
پس بطور کلی منتفی نیست که داستان حضرت نوح(ع) مربوط به بخشی از کره زمین بوده است و تنها بخشی از حیوانات آن منطقه که جایگزینی آنها بعداً با مشکل مواجه می شده است و می بایست از آن سوی دریاها آورده شوند وارد کشتی حضرت نوح شده اند و اتفاقاً کاوشهای زمین شناسی دلالت دارند که روزی کوههای دست کم این منطقه را آب فراگرفته است و امروزه تقریباً دانشمندان جریانی مانند طوفان نوح(ع) را تأیید می کنند البته لازم نبوده است که حضرت نوح تمام آغازیون و تک سلولها را هم به کشتی منتقل کند بلکه حیوانات مفید و لازم برای بشر که با طوفان نابود می شدند، آن هم در منطقه محدودی بر کشتی چند طبقه خود سوار کرده است.
موفق باشید

(1) فصلت/ 42
(2) تفسیر نمونه، ج‏20، ص: 29
(3) درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، ص:186 و 215
(4) همان ص: 215
(5)نوح / 26
(6) ترجمه المیزان ج 10، ص : 393 - ترجمه المیزان ج 10، ص : 401.
(7) اعراف/ 137
(8) تفسیر نمونه، ج 9 ، ص : 104.


منبع مطلب بالا  

  askdin.com/thread21521-14.html