یا اباعبدالله الحسین (ع) - سعید عزتی
سعید عزّتی
سعید عزتی


باسلام

با تبادل لینک موافقم

به همه ی نظرات جواب میدیم

و تمام نظرات و دیدگاههای شما

ثبت میشه و به هیچ عنوان

حذف نمیکنیم

اون افرادی که کامنت با متن

توهین آمیز میفرستند

توجه کنن که اولاً وبلاگ من

ثبت IP داره و نشون میده

اون شخص کیه و از کجاست...!

در ثانی اگر ثبت نکنه هم

من یه نسخه از کامنتش رو

میفرستم به پلیس سایبری

تا از خجالتش در بیام

______________

تشکر فراوان از نظرات سازنده شما

" کــبــوتـــر "


سعید عزتی
لوگوی دوستان

    تــ ــ ــآ نـیـآیــ ــ ـش

حتماً جواب بدید
از کدام عید بیشتر خوشتان می آید؟







کلیک کن لذّت ببر



آموزش زبان ترکی بسیار شگفت آور و جذّاب



شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشه که
از دوستان یا اقوامی که زبان مادری شون ترکی هست
درخواست آموزش کنید و بخواهید به شما آموزش بدن

شاید اون عزیزی که ازش میخواهید به شما این زبان زیبا
رو آموزش بده، با مهارت های آموزش دادن آشنا نباشه
و نتونه اونجور که باید به شما یاد بده

اما ما سعی کردیم در این صفحه
مطالب پُر کاربرد و کلیدی رو در اختیار شما قرار بدیم
تا با زبان ترکی آشنایی پیدا کنید و از اون
در طول روز استفاده کنید

بعضی کلمات هستند که طریقه ی خوندن
و نوشتنشون به یک صورت هستش
اما معنای اون کاملا متفاوته

مثلا:
دوز میشه: نمک
دوز میشه: بِچین
دوز میشه: راست گویی
دوز میشه: درست و حسابی
دوز میشه: صبر کن
دوز میشه: خوک


باید با توجه به کلمات قبل و بعد
به معنای " دوز " پی ببریم

و گاهی با قرار گرفتن چند حرف ساده در کنار
" دوز " معنا کلا یه چیزه دیگه ای میشه

مثلا
دوز+لو میشه: بامزّه
" دوز " در اینجا مزّه معنا میگیره

دوز+کیمی+یالاماق میشه: محبّتِ بیش از حدّ
" دوز " در اینجا منظور آدم خوب هست

دوز+چورَک میشه: نونِ حلال
" دوز " اینجا حلال معنا میگیره

دوز+عَمَل میشه: عمل نیک و صالح
" دوز " اینجا صالح و نیک معنا میگیره

دوز+بوجاق میشه: زاویۀ قائمه
" دوز " اینجا قائمه معنا میگیره

دوز+دورماق میشه: صاف ایستادن
" دوز " اینجا صاف معنا میگیره

دوز+ئورک میشه: خوش قلب
" دوز " اینجا خوش معنا میگیره

دوز+گتیرمک میشه: موفقیت در کار
" دوز " اینجا یعنی موفقیت

دوز+گَل مَک میشه: جور شدن
" دوز " اینجا جور شدن معنا میگیره

دوز+اوتورماق میشه: صحیح نشستن
" دوز " اینجا صحیح معنا میگیره

دوز+ماق میشه: تحمل کردن
" دوز " اینجا یعنی تحمل

کلمه ای هم مثل همین " دوز " در ترکی هست
که معانیِ زیاد و متفاوتی داره


مثلا
" چیخ " میشه " در آمدن "

" کنکوردان چیخدیم " میشه: " در کنکور قبول شدم"
به این ترتیب " چیخدیم " در اینجا یعنی " قبول شدن "

" پلّه دَن چیخدیم " میشه: " از پلّه ها بالا رفتم "
به این ترتیب " چیخدیم " در اینجا یعنی " بالا رفتن "

" حسابیندان چیخدیم " میشه: " از حسابش کم کردم "
به این ترتیب " چیخدیم " در اینجا یعنی " کم کردم "

" شرکت دَن چیخدیم " میشه: " از شرکت خارج شدم "
به این ترتیب " چیخدیم " در اینجا یعنی " خارج شدم "

" بِکارچیلیقا چیخدیم " میشه: " بیکار شدم "
به این ترتیب " چیخدیم " در اینجا یعنی " شدم "

" بورجیندان چیخدیم " میشه: " از قرضش کسر کردم"
به این ترتیب " چیخدیم " در اینجا یعنی " کسر کردم "

یا مثلا:
اوزوم میشه انگور
اوزوم میشه خودم
اوزوم میشه دست کشیدن
اوزوم میشه شنا کردن
اوزوم میشه صورتم

یا مثلا:
یِر میشه: زمین
یِر میشه: راه برو

آلما میشه: سیب
آلما میشه: نگیر
آلما میشه: نخر

یِرآلما
وقتی " یِر " کنار " آلما " قرار میگیره میشه: سیب زمینی
و همینطور میشه: زمین نخر یا زمین نگیر

یا مثلا در زبان ترکی با اضافه شدن " دو حرف " در کنار
کلمه ای، کلّا قواعد و گاهی معنا و مفهوم عوض میشه

مثلا
اتــــــــاق
اتاق که مشخصه چیه
با اضافه شدن حرف هایی مثل:

لار
دا
کی
دان
بیری
نی
کلّا همه چی عوض میشه

sehrane.mihanblog.com

به نوشته های زیر توجه کنید:

1- اتاق
2- اتاق+لار
3- اتاق+لار+دا
4- اتاق+لار+دا+کی
5- اتاق+لار+دا+کی+لار
6- اتاق+لار+دا+کی+لار+دان
7- اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری
8- اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی
9- اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی+گتیر

حالا معنای این کلمات بعلاوۀ این حروف
خط شمارۀ 1 میشه:
همون اتاق

خط شماره 2 میشه:
اتاق ها

خط شماره 3 میشه:
در اتاق ها

خط شماره 4 میشه:
اونی که در اتاق هاست

خط شماره 5 میشه:
اونهایی که در اتاق هاست

خط شماره 6 میشه:
از مدل اونهایی که در اتاق هاست

خط شماره 7 میشه:
یکی از مدل اونهایی که در اتاق هاست

خط شماره 8 میشه:
یدونه از مدل اونهایی که در اتاق هاست

خط شماره 9 میشه:
یدونه از مدل اونهایی که در اتاق هاست رو بیار


یا یه جملۀ معروفِ ترکی هست که میگه
بو قارپوز سانجی لان دیران ناردان دی
" بو " میشه: " این "
" قارپوز " میشه: " هندوانه "
" سانجی " میشه: " درد "
" سانجی لان " میشه: " دردآور "
"سانجی لان دیران " میشه: " دردآورنده "
"سانجی لان دیران ناردان " میشه: " نوعی از دردآورنده ها "
" دی " هم در آخرِ جمله میشه: " هست "
بو قارپوز سانجی لان دیران ناردان دی یعنی
این هندوانه یکی از انواع دردآورنده هاست


در زبان ترکی یازده مدل گریه کردن وجود داره
آغلاماق
سیزیلداماق
سیزیللاماق
زیریلداماق
زیریللاماق
اینقالاماق
زاریماق
ایچین چالماق
این لَمَک
هوکورتَمَک
وییلداماق


که هر کدوم از اینا در جای خودش به کار میره
و مثل زبانهای دیگه نیست که برای همۀ گریه ها
از یه اسم استفاده بشه
مثلا
به گریۀ بچه ی تازه متولد شده میگن: اینقالاماق
که در واقع همون " اینقه اینقه " کردنِ بچه ست

به گریۀ معمولی و گاهی به تمام انواع گریه کردن
میگن: آغلاماق

به گریۀ آرامِ پیرزنی که همراه گریه، گلایه هم میکند
در زبان ترکی میگن: سیزیللاماق

و به گریۀ آرامِ زنِ جوانی که همراه گریه، گلایه هم میکند
در زبان ترکی میگن: سیزیلداماق

به گریۀ کسی که همزمان با گریه کردن، حرف میزند
و اگر چیزی از حرفهایش متوجه نشویم
و به اصطلاح روی مُخ آدم می رود میگن: زیریللاماق

به گریۀ کودکی که همزمان با گریه کردن، حرف میزند
و اگر چیزی از حرفهایش متوجه نشویم
و به اصطلاح روی مُخ آدم می رود میگن: زیریلداماق

به گریه ای که اَشکی رویت نمی شود
و دهان باز میشود و فقط صدای گریه همراه با زاری است
در اصطلاح زبان ترکی میگن: زاریماق

به گریه ای که همراه حرص و جوش خوردن باشد
و فرد دوست دارد کسی را که از دستش عصبانی ست
از وسط به دو قسمت مساوی تقسیم کند میگن: ایچین چالماق

به گریه ای که فقط اَشک رویت میشود
و از سوی فرد صدایی در نمی آید و در واقع فرد
غُصّه را در خود می ریزد میگن: این لَمَک

به گریه ای که بچه ها در حال انجامِ آن
خود را به زمین می کوبند و از پدر و مادر یا کسی دیگر
چیزی را میخواهند در ترکی میگن: هوکورتَمَک

به گریۀ پیرزنانی می گویند در در مراسم های عزا
همراه با واویلا گفتن روی صورت خود ضربه میزنند
در اصطلاح ترکی میگن: وییلداماق

میگن یه دکتر فارس زبانی بنا به دلایلی
نقل مکان میکنه به شهر زیبای تبریز و در همان جا
شروع به کار طبابت میکنه

ایشون در خاطرات خودش نقل میکنه که
یکی از روزها، طبق معمول بیماری به مطبم مراجعه میکنه
و به زبان ترکی میگه: " آقای دوکتور معدَم گوینِییر "
بهش گفتم: معدت درد میکنه؟
گفت: یوخ آقای دوکتور، آغریمیر، گوینِییر

من بعدها فهمیدم که ترک زبانها به زخم معده میگن
گوینِییر و به دردِ عصبیِ معده میگن: آغریماق
و به التهابِ معده میگن: سانجی

این دکتر میگه: من بعدها تونستم بدون آندوسکوپی
برای بیمارانم دارو تجویز کنم و همه هم به درمان رسیدن
چون همۀ اونها، درد رو برای من بصورت کاملا دقیق
انتقال دادن و من هیچ اشتباهی در تجویزم نداشتم

راستی ما در زبان ترکی یه جمله داریم که
یه جور نوشته میشه و چند جور خونده میشه

کتی گتی کتی گتی گتی گتی

یعنی: دهاتیه رفت کُت رو برداشت آوورد و رفت



وبلاگ سعید عزتی رو دنبال کنید
sehrane.mihanblog.com










تابلو اعلانات
آمار وبلاگ من
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات وبلاگ من

کد کج عکسی



در این وب
در كل اینترنت
پرش به بالا

وصیت شهدا