وبلاگ سعید عزتی
سعید عزّتی
سعید عزتی


باسلام

با تبادل لینک موافقم

به همه ی نظرات جواب میدیم

و تمام نظرات و دیدگاههای شما

ثبت میشه و به هیچ عنوان

حذف نمیکنیم

اون افرادی که کامنت با متن

توهین آمیز میفرستند

توجه کنن که اولاً وبلاگ من

ثبت IP داره و نشون میده

اون شخص کیه و از کجاست...!

در ثانی اگر ثبت نکنه هم

من یه نسخه از کامنتش رو

میفرستم به پلیس سایبری

تا از خجالتش در بیام

______________

تشکر فراوان از نظرات سازنده شما

" کــبــوتـــر "


سعید عزتی
لوگوی دوستان
حتماً جواب بدید
از کدام عید بیشتر خوشتان می آید؟







کلیک کن لذّت ببر
شنبه 12 بهمن 1392

پـسـران سـاده انـد یـا دخـتـران ؟
برای پی بردن به این موضوع، ادامۀ مطلب را بخوانید


برای مطالعۀ ادامه مطلب، روی نوشتۀ زیر کلیک کنید



این داستان که بنده " سعید عزتی " نقل میکنم
واقــعــیــت، و تــمـام اســـنــاد و مـــدارک
تــوســط ســعــیـــد عـــزتـــی نـــگـــهــداری مــیـشـود


نمی دونم از چه طریقی شماره تلفن منو پیدا کرده بود
اما صبح روز جمعه حدود ساعت 9:25 دقیقه
با من تماس گرفت

گفت لطفاً نپرسید شماره شما رو چطور بدست آووردم..!
اما وقتی در اینترنت گشت میزدم
به صورت کاملاً اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم
و بعـداً از طریقی شماره شما رو پیدا کردم

وبلاگ شما داستانهایی واقعی که اتفاق افتاده رو
به صورت خیلی جالب نقل کرده
تا درس عبرتی باشه واسه خیلی ها...

من با خودم فکر کردم
چقدر خوبه که منم داستانِ اتفاق بدی
که واسه من، جوان 22 ساله رخ داده رو

براتون نقل کنم تا در وبلاگتون قرار بدید



هر چی اصرار کردم اول بگو
شمارم رو چطور پیدا کردی
خواهش کرد که این سوالو نپرسم و ...
البته بعــداً که همدیگرو دیدیم
بهم گفت که از چه طریقی شماره ام رو پیدا کرده



ازش به خاطر حُسن نیّت
و در اختیار دیگران قرار دادن
تجربه اش تشکر کردم و از اون پسر خواستم
تا داستانش رو تعریف کنه

گفت سال پیش بود که با دختری
در آموزشگاه رانندگی ... در نیاوران آشنا شدم
این دختر در کلاسهای آموزش آیین نامه
مدام به من ابراز محبت میکرد
و این باعث شد من هم به او علاقمند بشم


این علاقه در ما بیشتر و بیشتر شد
تا اینکه چشم باز کردم و دیدم از
ازدواجمون حرف میزنیم

من هیچ اعتقادی به ازدواج با دوست دختر ندارم
و این رو سمّی مهلک و کشنده میدونم
اما شعله ی عشق این دختر به من طوری بود
که من به فکر سواستفاده و فکرهای شیطانی افتادم

شروع کردم به نقل احادیث جعلی
برای پیش بُرد کار خودم

و اینکه نقل کردم پیامبر می فرمایند:
اگر جوان پولی برای ازدواج ندارد
و نمی تواند با دختری بصورت شرعی ازدواج کند
می تواند با رعایت یکسری مسائل و حدود شرعی
رابطه های جنسی داشته و خود را
از فشار شهوت رها کند

حتی یادم می آید بر این حدیث افزودم و گفتم:
پیامبر اکرم می فرمایند:
برای نیفتادن به عمل زنا با افراد متعدد
و برای دوری از اصرار بر این گناه کبیره
جوان با گفتن جملۀ
" من تو را به عقد خودم در آوردم "
به آن دختر مَحرَم شده و هیچ گناهی ثبت نمی شود
و اجازه پدر و مادر هم نیاز نیست...!

این شد که دختر رو با میل جنسی که داشتم
و با افکار شیطانی و جعل احادیث و ... اغفال کردم
و قرار بر این شد که به بهانه سفر دانشجویی
از خونه بزنه بیرون و من هم به بهانۀ
رفتن به اردوی دانشجویی
به یکی از شهرهای مازندران برویم
و ساعاتی را با هم باشیم
و ....


رسیدیم به مازندران
به یکی از این بنگاههای اجاره منزل مراجعه کردم
و برای اجاره منزل با مشکل ارائه شناسنامه
مواجه شدم و قسم های دروغ یاد کردم
که این خانم، نامزدمه
و فراموش کردیم که شناسنامه بیاریم
و ...

با دادن وجهی بیشتر از اجاره منزل
اون آقا با اجاره منزل موافقت کرد و شرط کرد که
برای شب نباید در منزل بمانید
و غروب منزل رو ترک کنید

خونه رو به ما نشون داد
و کلید رو تحویل داد و ما داخل منزل شدیم

ساعتی رو استراحت کردیم
و بعد شروع کردم به تعریف و تمجید از زیبایی سمانه
و آنگاه حضور شیطان را حسّ کردم و ....

غروب همان روز تصمیم گرفتیم برگردیم
بماند که چقدر دروغ به خانواده هامون مبنی بر اینکه
اردو طول کشیده و شاید دیر وقت برسیم و ... گفتم

دیر وقت رسیدیم
روزهـــــــا و هـــفــــتــــه هــــا گــذشــت
صــحـبـتـهـا و دیـدارهــای ما همچنان ادامه داشت
تا اینکه باید کم کم این دوستی رو به اتمام میرسوندم
کم محلی های من هر روز بیشتر از دیروز میشد
تا اینکه به اوج خودش رسید
و من دیگه به  SMS هاش جواب نمی دادم

و به تلفن هاش هم جواب نمی دادم

مدام  SMS می داد
و من رو نفرین میکرد و مدام ناسزا می گفت
حرف های طعنه آمیز و رکیک مبنی بر:
تو منو اغفال کردی ...
تو به من قول ازدواج دادی ...
تو می گفتی فقط به تو فکر میکنم و بی تو ...


من به زرنگی خودم آفرین می گفتم
و لــبــخـــنـــد هـــای مــلــیــحــانــه ای مــی زدم
و جواب  SMS هاشو نمی دادم
تا اینکه یک SMS فرستاد که همون پیام
باعث شد جوابشو بدم

به من پیام فرستاد:
آقای زبل ؛ افتادن در چاه بدبختی و شروع خفّت
به زندگی ات رو تبریک میگم
پسر جان..!
لازمـه بــدونــی بـدبـخـت عــالــم شــدی..!
و یه لکّۀ ننگ بر دامنت نشوندم

اوّل به این پیامش توجه نکردم
و با خودم گفتم همش چَرَندِه
اما وقتی زنگ زد
تلفن رو برداشتم و جواب دادم
بدون سلام و حرف اضافه ای گفت :
لازمه یه مطلب خیلی خیلی مهم رو بهت بگم
و با من قرار گذاشت
.
.
.
فردای اون روز رفتم سَرِ قرار
اون دختر لبخندی زد و گفت خوشحالی
از اینکه با من رابطه داشتی
و بـعــد از رابــطــه مــنـو رهـــا کـــــردی؟


من جواب دادم :
بخاطر همین حرف منو کشوندی تا اینجا؟
و بعد گفتم بدبختیه شما دخترا سـادگیه شماست
و اینکه زود گــول حـرفـامــونــو مـیـخـوریـد
و با چند تا عشقم عشقم گول میخورید
و حاضرید هر کاری کنید
و بعد بهش خندیدم

اون دختر هم خندید و گفت:
مطمئنّی که ما دخترا ساده ایم؟ و گول میخوریم؟
از کیف دانشگاهش یه کاغذی رو در آورد
و به من نشون داد و پرسید:
مـی دونـی HIV چــیـه؟
مـی دونی ایــدز چیه؟

تا اسم اچ آی وی رو شنیدم
فهمیدم موضوع چیه؟
زانـوهـام سـســت شــد ، لـبـم ســفــیــد شـد
و دســتــام شـروع کــرد بـه لـرزیــدن
بخدا قسم کلّ بدنم سرد شد..!

گفتم جریان چیه؟
در جوابم گفت : نتیجۀ کار پسرایی که ما دخترا رو
ناموس خودشون نمی دونن و به هر شکلی که شده
می خوان از ما سواستفاده کن، همینه...!

سمانه گفت: من دو ساله که ایدز دارم
و نمی تونم به خواستگارام جواب مثبت بدم
به همین دلیل خواستم کمبود محبتی که در زندگی دارم
با دوستی های اجتماعی پر کنم
اما وقتی فهمیدم تو میخوای از من سواستفاده کنی
جریان رو بهت نگفتم




من ( سعید عزتی ) وقتی این جریان رو
از زبون اون پسر شنیدم
گریه ام گرفت
اون پسر فهمید دارم گریه میکنم، خودش هم گریه کرد
و گفت شما رو به فاطمۀ زهرا قسم میدم
این مطلب رو بذارید وبلاگتون
تا دخترا و پسرا بیدار بشن
و به حال و روز من گرفتار نشن



لازم بذکر است
من برای اطمینان و اعتماد به حرفهای این دوستمون
با اون پسر در حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی
شهر ری قرار ملاقات گذاشتم
و تمام موضوع رو شاهد بودم ...!



انتشار این مطلب، باذکر منبع امکان پذیر خواهد بود
در غیر اینصورت،
با عدم رضایت شرعی و قانونی بنده روبرو خواهید شد




مطالب دیگر را هم بخوانید :
برچسب : داستان واقعی یک دختر و پسر که مرتکب زنا شدند - روابط نامشروع دختران و پسران، اغفال دختران توسط پسران و اغفال پسران توسط دختران، ایدز همان HIV است - در این باره بیشتر بدانید، انتقال بیماری ایدز بوسیله روابط نامشروع، پسری که خفّت را به زندگی اش وارد کرد، ایدز - اچ آی وی - HIV در ایران - ایدز در ایران - اچ آی وی در ایران، امام علی النقی را یادتان نرود - جنگ اینترنتی شیعیان با دشمنان ائمه ( علیه السلام )،
لینک های مرتبط :
نظر بده()
پنجشنبه 30 مهر 1394 ساعت 23 و 54 دقیقه و 12 ثانیه
سلام خدمت آقا سعید گل با این وبلاگ عالیتون..
باورتون میشه من این داستان رو 5 سال پیش از زبون معلم حرفه و فنمون شنیدم ولی به شکل دیگه ای؟؟؟؟
اگه بخواین داستانشو میگم
سعید عزتی : سلام علیکم


این متن ما یه نمونه از اتفاقات بیشماری ست که رخ داده
شاید هزاران بار شبیه این رویداد رخ داده باشه
و رخ بده و رخ خواهد داد

اما امیدوارم خدا کمکمون کنه و عاقبت بخیر بشیم


یاعلی
پنجشنبه 2 مهر 1394 ساعت 11 و 53 دقیقه و 12 ثانیه
مرسی از مطالب خوبتون
سعید عزتی : سلام علیکم


قابل شما رو نداره
بازم بیایید اینجا
یاعلی
سه شنبه 20 مرداد 1394 ساعت 04 و 54 دقیقه و 46 ثانیه
خدا خیرت بده داش علی
جمعه 16 مرداد 1394 ساعت 11 و 31 دقیقه و 16 ثانیه
سلام ،ممنون از وبلاک زیباتون ؛ مطالبش جالب ومتاسفانه واقعیتی تلخ است.
راز دل با یار محرم هم نباید باز گفت؛ روزی آن محرم اگر بیگانه شد تکلیف چیست..
سعید عزتی : سلام علیکم

خواهش میکنم
نظر لطفتونه

امیدوارم مفید واقع بشه


بازم بیایید اینجا
یاعلی
سه شنبه 12 خرداد 1394 ساعت 17 و 05 دقیقه و 04 ثانیه
واقعا متاسف میشی وقتی این اتفاقات.و مبشنوی,تعجب میکنم این هابی ک انقدر گناه میکنن چطور میتونن اون دنیا سرشون و جلوی امام حسین ع بالا بگیرین,واقعا ا اقامون رفت ک چی به ما ادما یاد بده,افسوس میخورم.برای خودمون......
سعید عزتی : سلام علیکم

خداوند بسیار بسیار مهربان است
و اگر کسی بعد از گناه، واقعا پشیمان بشود و توبه ی صحیح و راستین کند
خدا از تقصیرات او میگذرد

ان شاالله

اما درباره حرف شما که میگویید چطور جلوی امام حسین سر بالا می آورد
باید گفت ......... " واقعا شرمنده شدن را به ارمغان می آورد "



بازم بیایید اینجا
یاعلی
سه شنبه 12 خرداد 1394 ساعت 15 و 03 دقیقه و 34 ثانیه
سلام.فرقی نمیکنه دختر یا پسر.هر کی فکرشو با پیشرفت زمان باز نکنه از ترفندهای به روز شیطان غافل شه جلوی هوسشو نگیره فراموش کنه خدا تو تمام لحظه ها داره نگاش میکنه امام زمان اخر هفته کارهاشو نگاه میکنه و اشک میریزه گرفتار میشه خدایا به نادانیمون رحم کن
سعید عزتی : سلام علیکم



بله دقیقا همینطوره دوست خوبم
ممنون بخاطر ارسال نظر


بازم بیایید اینجا
یاعلی
دوشنبه 26 آبان 1393 ساعت 10 و 51 دقیقه و 01 ثانیه
واقعا جالب و عبرت آموز بود . خدا کنه پسرامون بجای فک کردن به اینجور کارا از راه خلاف شرع برن ازدواج کنن و .....
سعید عزتی : سلام علیکم


بله همینطوره
ما هم از آقا ایمان بخاطر به اشتراک گذاشتن این تجربۀ تلخش
تشکر میکنیم


و امیدواریم عبرتی باشه برای همه



ازدواج بهترین راه تخلیۀ شهوت و زنا بدترین راه برای ارضاست
که یکی از نتایجش همین است



بازم بیایید اینجا
یاعلی
چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 12 و 22 دقیقه و 08 ثانیه
سلام ممنون از مطالب جالبتون امیدوارم ریشه تمام کسافت کاریا نابود بشه و امام زمانمون زودتر ظهور کنه تا ما از شر هرچی بدیه راحت بشیم تو رو خدا هر روز هر لحظه برا ظهور آقا دعا کنید
سعید عزتی : سلام علیکم



ممنون از حضورتون
امیدوارم خداوند ما رو از یاران و اعوان حضرت مهدی قرار بدن
و ما رو از کسانی قرار بدن که دل حضرت رو شاد میکنن



بازم بیایید اینجا
یاعلی
سه شنبه 29 مهر 1393 ساعت 09 و 24 دقیقه و 30 ثانیه
داستان غم انگیزی بود. متاسف شدم
امروزه مطالب عجیب و غریب زیادی در اینترنت میبینیم!
من برای یه موضوعی وارد سایتی شدم که مطالبش خیلی حیرت آور بود!
تیتر مطالبش عبارت بود از
چگونه مخ یک دختر را بزنیم؟
چگونه یک دختر را دیوانه خود کنیم؟
چگونه دختری را برای ارتباط جنسی راضی کنیم؟
چگونه شهوت دختران را تحریک کنیم؟
چگونه با یک دختر دوست شویم؟
چگونه یک دختر با شما رابطه جنسی برقرار میکند؟
چگونه دختران را وادار به سکس کنیم؟
چگونه دختران را به ارگاسم و لذت جنسی برسانیم؟
چگونه یک دختر را واله و شیدای خود کنیم؟
چگونه یک دختر را گول بزنیم؟
چگونه با یک دختر سکس ایده آل داشته باشیم؟
چگونه با دختران دوست شویم؟
چگونه دختری را به اوج لذت برسانیم؟
چگونه با یک دختر کانکت شویم؟
چگونه فلان کنیم؟
چگونه کوفت کنیم؟
چگونه زهرمار کنیم؟
چگونه؟ چگونه؟ چگونه؟
آقای عزتی خیلی جالب بود این سایت.
مدیر سایت هم یه آقا پسری بود که سوسولی از ریخت و قیافش می بارید!
و من براش نظر گذاشتم!
آیا با خواهر خودتم راضی هستی این کار را بکنن؟
پاسخ داد من خواهر ندارم
اعصابم بهم ریخته بود که چرا باید راههای ارضا شدن و ارضا کردن و راههای گوناگون گناه کردن رو یاد جوانها میدن؟
البته ممنونم از پلیس سایبری و پلیس اینترنت که این سایت رو فیلتر کرده بودن و من بخاطر تهیه مقاله ام مجبور بودم که از فیلترشکن قوی استفاده کنم! واقعأ واسه افرادی که گناه کردن رو یاد مردم میدن متنفرم!
از شما هم ممنون و سپاسگذارم که دارید عواقب بد و چرکین گناه رو یادآوری میکنید!
خواستم درخواست بدم از این مدل مطالب زیاد بزارید واقعأ نیاز جامعه ست و شما قلم خوبی دارید امیدوارم موفق باشید
یازهرا
سعید عزتی : سلام علیکم آبجی افسانه هاشمی
خوش آمدید به وبلاگ حقیر


بله متاسفانه
به هر شکلی شده میخوان عفت و پاک دامنی رو از میان ببرن
و جوونهای جامعه رو مشغول یکسری کارهای بیهوده کردن
که سودی نداره و تنها ثمری که داره
غفلت زایی ست


این مواردی که عرض کردید بنده رو خیلی ناراحت کرد
واقعا متاسفم برای این آقا که چون خواهر نداره
دیگر دختران رو مثل خواهر نمی دونه و فکر برچیدن عفت رو داره....1


بله دوستان عزیزمون در پلیس سایبری تلاش شبانه روزی دارن برای مقابله با افرادی که فکر شوم و پلید و شیطانی دارن


امیدوارم شما از میهمانان همیشگی این وبلاگ باشید
و پیشنهادات جذاب و تاثیرگذار رو به ما القا کنید


بی صبرانه منتظر حضور همیشگی و تاثیرگذار شما هستم



بازم بیایید اینجا
یاعلی
سه شنبه 15 مهر 1393 ساعت 20 و 56 دقیقه و 33 ثانیه
سلام سعید جون خوبی
داداش
ب نظر من هرچند دختره نامردی کرده ولی دمش گرم
جواب نامردی این پسرهای عوضی رو خوب داده
اما چی بگم یعنی چیزی ندارم بگم
فقط::::::خدایا اگه میخوای شفاشون بدی قبل ایدز عقلشونو کامل کن
سعید عزتی : سلام علیکم

خوبی علی آقای عزیز و بزرگوار؟
الله اعلم
نمی توان بصورت صریح و کامل نظریه ای داد

اما خداوند جای حق نشسته
و جزا و پاداش عمل رو میده



بازم بیایید اینجا
یاعلی
سه شنبه 15 مهر 1393 ساعت 15 و 33 دقیقه و 54 ثانیه
خب هر دو اسکل بودن دیگه. کاندوم مگه وجود نداره؟ از کاندوم استفاده میکردن حالشو میبردن آقا. سعید بهت بر نخوره اما فک میکنی وجود دختر واسه چیه؟! واسه حال کردنه دیگه باید ازش حال ببری من اعتقادی به محرم نامحرم ندارم ولی این پسر میتونست کار این دخترو بسازه اما با کاندوم کاپوت چه معنا داره ایدز بگیری اگه کاندوم باشه!!!
به نظر من شمابرو سکس کن و دخترا. رو ببر حال کن کاندوم استفاده کن تا ایدرز نگیری اگه یه بار سکس کنی بادختر نظرت عوض میشه
سعید عزتی : سلام علیکم آقای شپرررررره
خوبی؟
بابا خوبن؟
مامان خوبن؟

برادر و خواهر چطور؟



آقا پیاده شو با هم بریم
اسگل چیه که فرمودید؟


بهتره بجای لفظ اسگل از کلماتی بهتر استفاده کنید که در شان شما باشه

همه ما از حماقتی که این دوستان کردن خبر داریم
البته خود ایمان گفتن که من حماقت کردم و پشیمونم...!



به هر حال بگذریم از این موضوع


اما شما چیز عجیبی فرمودید که منو چند ثانیه به فکر فرو برد...!

منظورشما اینه که ارتباط برقرار بشه یا نشه مهم نیس...!
فقط کاندوم داشته باشه کافیه؟

عزیز من پس حکم خدا چی میشه؟
جریان شما مثل جریان اون آقا پسریه که به خواهر خودش که میرسه میگه باید بیرون نری و فقط تو خونه باشی
اما در مورد دختر دیگران اینطور می گید؟


حکم خدا در حرفهای شما اصلن وجود نداشت
این چه حرفیه که میزنید؟



کی گفته وجود دختر و زن صرفا به این دلیله؟
چرا دین و مذهب و شریعتو میبری زیر سوال؟
اسلام همچین حرفی زده؟
یا هوس و نفس شما اینو میگه؟



شما اعتقادی به محرم و نامحرمی ندارید؟
مگه شما کی هستی؟
شما حکم خدا رو قبول نداری؟
مگه شما کی هستید؟
حکم خدا شما رو قبول نداره...!

اگه من تند حرف میزنم به خاطر ناراحتیمه از بعضی حرفت که در این کامنت حزفش کردم
کاربران و دوستان وبلاگ من الان قسمتی از کاامنت شما رو می خونن که گلچین شده
در واقع نامربوطاش و غیر اخلاقیاش رو حزف کردم
خودتون که واقفید...!


اما بذارید یه چیز مهمی رو بگم

آقا ایمان، همونی که شخصیت اول این داستان ماست
خودش میاد و این کامنت ها که مربوط به خودشه می خونه
اگه من دروغ میگم بیاد بنویسه

آقا فرشاد بدون که ایمان میگه من کاندومم داشتم
اما نمی دونم چرا اینطور شد


خداوند اثری رو در چیزی میذاره و خودش هم اون اثر رو برمیداره


مثلا آتش اثری که میذاره سوزاندنه
و آب اثری که میذاره خاموش کردن آتش و خیس کردن اجسامه

اما همین آتش که بدن رو می سوزونه، بدن حضرت ابراهیم رو نمی سوزونه
چرا؟

چون خداوند اثر رو برمیداره و ...


خب الان آقا ایمان فهمیده که کاندوم و کاپوت و هر کوفت و زهرماره دیگه ای هم که باشه
کارساز نیست
خداوند اگر بخواد جزای عمل گناهی رو در این دنیا بده
میده


میشه آقا ایمانی که با استفاده از کاندوم ، باز به ایدز دچار شده....!


بترسیم از خدا
پناه ببریم به خدا



من دیگه حرفی ندارم


از دوستان میخوام به این سخن شما پاسخ بدم

من اعصابم خرد شده دیگه



بای
دوشنبه 16 تیر 1393 ساعت 15 و 37 دقیقه و 59 ثانیه
سلام امیدوارم این داداش ما حالش زودی خوب بشه واون عزیزایی هم که از این کار استقبال میکنن به عواقب کارشون فکر کنن
منم فقط بهشون میگم که:توی هر لحظه خدارو کنار خودتون حس کنین.
سعید عزتی : سلام علیکم


من واسه اون برادر متاسفم


امیدوارم موفق باشید


بازم بیایید اینجا
شنبه 20 اردیبهشت 1393 ساعت 22 و 23 دقیقه و 44 ثانیه
آقایون عشق گناه و...نمی دونم چی فکر می کنید اما اگه از جنبه گناهو این جور چیزا بگذریم اگه نظریات دانشمندان خارجی رو هم بخونید به زشتی این کثافات پی می برید.به مرتضی علی تا شیعه هایی مثل ما هستیم امام زمان نمیاد.یعنی چی سکس سکس سکس
همین شیعه های عشق سکس از این وهابی های سگ صفت بیشر قلب امام زمانو درد میارن امام زمان مال من و تو شیعه است مال اون سنی ها که نیست همین منو توایم که امام زمانو می زنیم.این کارا...
سعید عزتی : سلام علیکم

بله درسته علی آقا
منم اینحرفارو میزنم به افراد گناهکار

البته گناه انواع و اقسامی داره
و هر کسی به طریقی گناه میکنه و دل امام زمان رو بدرد میاره

من به طریقی
شما به طریقی
علما به طریقی
و زنها و مردان و اسام گناهان و ...


اما ان برادرمون که منم دنبال بعضی از کاراش افتادم و پبگیری میکنیم که انشالله یجوری درمان بشه

ایشون یه پسر عجیبی شدن

و خیلی خوشحالن که حداقل توبه کردند
و هر سه شنبه میره جمکران و اتفاقات عجیبی براش می افته

متاسفانه من نمیتونم سه شنبه ها باهاش برم جمکران

چون سه شنبه ها تا ساعت 19 کلاس دارم دانشگاه

اما ایشون امام زمان را در خواب دیدن که ارباب ما شیعیان فرمودند

تو به راست آمدی و امید است گناهان گذشته ات از بین بره

مبینی برادر
امام زمان به این برادرمون نظر لطف دارن

و شاید با این حرف شما و طعنه های بعضی امثال ما ، امام زمان دلشون به درد بیاد و ناراحت بشن


درد امام زمان از گناه نیست
درد امام زمان از توبه نکردن به خود نیامدنه

اگه من و شما خیلی به ایمانمون و استحکام ایمانمان مینازیم
باد بگم که اشتباهه

از کجا معلون این برادرمون که قبلا مرتکب گناه شدن و الان توبه کردن مورد رحمت خدا و ولی حقش قرار بگیرن
و ما هم که الان دم از بی گناهی میزنیم
بریم به آغوش آتش بار شیطان؟!


فقط باید به کسانی که فکر گناه میکنن، گوشزد کنیم که افرادی هستند که با تن دادن به زنا و به قول شما سکس موجبات خوشحالی شیان را فراهم میکنن

میدونید چند نفر برام ایمیل فرستادن که با خوندن این پستِ شما، دور سکس و زنا با دختران کم فهم رو خط کشیدم و توبه کردم؟


باورتون میشه تعدادشون زیاد بوده؟!!!


باورتون میشه بعضی از این دختران که قبلا به دام ابلیس صفتهایی که اونها ر اغفال کردن افتاده بودن
برام ایمیل زدن و گفتن ایکاش من زودتر این پست شما رو میخوندمو زودتر بیدار میشدم؟


فقط بگم خیلی زیاد بودن و تمام این ایمیلها رو با آدرسشون و حتی بعضی هاشون با دادن شماره ثبت کردم و در آرشیوی از اونها محافظت میکنم

بله شما اذعان فرمودید همین ماها هستیم که امام زمان را میزنیم...!

البته من خودم رو در حدی نمیدونم که حتی اسم کتک زدن را هم بر زبان بیارم و ...

شما خیلی به خودت اطمینان داری داداش

امام زمان با گناه من و شما ناراحت میشه، درسته
امام نه به این اندازه که از خودت به قدری اطمینان داشته باشی که فردا پس فردا از انور دیوار بی افتی پایین

البته باید اافه کنمکه بعضی از سنی ها هستند که شاید مقامشون بالاتر از من و شما و امثال ما باشه

همین قدر بگم زیادبه خودت اطمینان نداشته باش
هنوز زندگی باید کرد
و کسی از آینده اش خبر نداره


شاید ما هم مثل ابلیس که عبادت کننده ای قهّار بود و یا مثل ابن ملجم مرادی که پیشانی اش بخاطر نماز شب و سجده هایش پینه بسته بود بلغزیم و با مخ بخوریم زمین

و چه آدمهای از نظر شما سیلی زننده به صورت امام زمان
یک شبه راه هزار تا عارف ر بره

همین شهید کربلا
اولن هید راه امام حسین در سرزمین کربلا
حر بن یزید ریاحی
که مرگش که شهادت در راه خدا بد روی زانان امام زمانش اتفاقافتاد


برادر گلم واسه من زیاد دعا کن


یاعلی
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ساعت 15 و 34 دقیقه و 09 ثانیه
سعید سلام داداش هم خدمتیتم یه زنک بزن بی معرفت
سعید عزتی : سلام حبیب جان

خوبی؟

فدات شم داداش
عکسهای رفقا رو گذاشتم آلبوم وبلاگ
دیدی؟



چشم داداش میزنگم
جمعه 25 بهمن 1392 ساعت 00 و 50 دقیقه و 25 ثانیه

سلام من اولین بارمه به وبلاگتون سر میزنم خیلی جالب بو د امیدوارم این مطلب جوابگوی ما آدما باشه
پناه می برم به خدا ، از شر شیطان رانده شده
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است. کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟ جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.
طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ، طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند. سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت: اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.
مرد گفت طناب من کدام است ؟ ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو را به حساب دیگران می گذارم ... مرد قبول کرد . ابلیس خنده کنان گفت : عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!
راستی طناب ما کدام است ؟!

التماس دعا ...
سعید عزتی : سلام

برای چی آدرس وب یا آدرس ایمیل نذاشتید؟
سری بعد فراموش نشه!


بله، دقیقأ همینطوره!
خدایا پناه بر تو، از شر شیطان رانده شده!


ان شاالله که شیطان از فریب دادن ما ناامید شود



یاعلی
شنبه 19 بهمن 1392 ساعت 22 و 31 دقیقه و 52 ثانیه
افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
پناه بر خدا
سعید عزتی : باید مدام بگوییم


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 18 و 24 دقیقه و 38 ثانیه
سلام ماجرای فوق العاده عجیبی بود .من از وبلاگ شما بسیار خوشم اومد در ضمن قلم خوبی دارید .
در پناه حق
سعید عزتی : سلام

ممنون ؛ لطفا سری بعد آدرس هم بگذارید
چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 12 و 32 دقیقه و 23 ثانیه
سلام. بعدازخوندن این مطلب ازاینکه یه جوونم تاسف میخورم خداجونم ازطرف اونامن شرمنده وشکرت که آگاهم میکنی تامواظب دنیا ی نامرد اطرافم باشم.دستتون درد نکنه.واقعاممنون.
سعید عزتی : خواهش میکنم " f "


لطفا آدرسی اگر چه ایمیل یا وبلاگ برامون بگذارید
دوشنبه 14 بهمن 1392 ساعت 20 و 15 دقیقه و 31 ثانیه
هنوز منتظرم
وسط یک شب بارانی
که از شدت تب عرق کرده ام
بیدارم کنی و
بگویی
چیزی نیست
خواب می دیدی…
.
سعید عزتی : سلام

خواب نمی بینی همش واقعیته


پس چرا اسم و آدرس نذاشتی ؟
دوشنبه 14 بهمن 1392 ساعت 20 و 12 دقیقه و 52 ثانیه
ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !
ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ …
سعید عزتی : اِ سلاله خانم شما بودی؟

ببخشید آخه کامنت اولی آدرس ایمیل نذاشته بودی نشناختم


دکلمه ی بالا خیلی زیبا بود
حالا دلت از کی پره؟ ایشون رو ببخش و بیامرز ...!
دوشنبه 14 بهمن 1392 ساعت 20 و 03 دقیقه و 47 ثانیه
از هر دست بدی از اون دست میگیری.... مطمئن باش
سعید عزتی : سلاله خانم منظورتون رو نفهمیدم...!
یکشنبه 13 بهمن 1392 ساعت 23 و 28 دقیقه و 29 ثانیه
ی سول این تصویرروبان آخریه كه گذاشتی معنیش چیه؟آخه چه ربطی بهHIVداره برادر؟
سعید عزتی : سلام، روبان نشانه و لوگوی ایدزه خواهر

یکشنبه 13 بهمن 1392 ساعت 23 و 17 دقیقه و 49 ثانیه
وای مخم داره سوت میكشه..اخه چرا؟واقعاهنگیدم...
واقعاراسته كه میگن خداجای حق نشسته...كسی كه احادیث دروغین بسازه وباخداوپیامبرشوخی كنه سرنوشتش همینه..
انشالله خداهمه جووناروبه راه راسست هدایت كنه..
سعید عزتی : بله آبجی

خدا رو خوش نمیاد نقل احادیث دروغ و ...

انشالله خدا همه رو کمک کنه
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





تابلو اعلانات
آمار وبلاگ من
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات وبلاگ من

کد کج عکسی



در این وب
در كل اینترنت


وصیت شهدا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic