وبلاگ سعید عزتی
سعید عزّتی
سعید عزتی


باسلام

با تبادل لینک موافقم

به همه ی نظرات جواب میدیم

و تمام نظرات و دیدگاههای شما

ثبت میشه و به هیچ عنوان

حذف نمیکنیم

اون افرادی که کامنت با متن

توهین آمیز میفرستند

توجه کنن که اولاً وبلاگ من

ثبت IP داره و نشون میده

اون شخص کیه و از کجاست...!

در ثانی اگر ثبت نکنه هم

من یه نسخه از کامنتش رو

میفرستم به پلیس سایبری

تا از خجالتش در بیام

______________

تشکر فراوان از نظرات سازنده شما

" کــبــوتـــر "


سعید عزتی
لوگوی دوستان
حتماً جواب بدید
از کدام عید بیشتر خوشتان می آید؟







کلیک کن لذّت ببر
چهارشنبه 14 آذر 1397
مسجد مقدس جمکران
(عنایت امام زمان باعث شد هر سه شنبه برم جمکران)


برای مطالعۀ ادامه مطلب، روی نوشتۀ زیر کلیک کنید

مسجد مقدس جمکران
مسجدی که عالِم بزرگوارِ شیعه؛ حسین محدث نوری
صاحب مستدرک الوسائل که وقتی در سامرا بود
بر اثر مسمومیت فوت کرد و در نجف اشرف
حرم امیرالمومنین علی (ع) دفن شد

نقل میکنه:
ساخت این مسجدِ بزرگ؛ بابرکت و مقدس
مربوط به شیخ حسن بن مثله جمکرانیِ

دستور ساخت این مسجد رو امام زمان
نه در رویا؛ بلکه در واقعیت به شیخ حسن جمکرانی داده

ایشان با امام مهدی موعود (عج) دیدار میکنن
و به دستور امام زمان علیه السلام این مسجد رو میسازن

ادعای دیدار با حضرت مهدی
وقتی توسط علما و مراجع بزرگ و باتقوا نقل میشه
دیگه نمیتوان گفت: حرفشون دروغ و کذبه

اباصالح المهدی (عج) برای جلوگیری از
تهمت های ساختگی و داستانهای دروغینِ مردمِ ساده
که در تمام دوران ها وجود دارن
میفرمایند:

به زودی برخی از شیعیانِ من
ادعا خواهند کرد که مرا دیده اند
آگاه باشید که هر کس قبل از خروج سفیانی
و صیحه آسمانی ادعای مشاهدۀ مرا کند
دروغگو و تهمت زننده است

خب صد در صد عده ای هستن که در شبِ تار
چشمانِ ضعیفشون هاله ای از نور رو میبینه
که یا نورِ ماهِ و یا نورِ چراغ قوه ست
و بعد مدعی میشن که امام زمان رو دیدم و یا عده ای
مردم ساده لوح با مدعیانِ دروغین مواجه میشن
و با خوشحالی همه جا نقل میکنن که نمایندۀ
امام زمان هستم و هر وقت بخوام با ایشان دیدار میکنم
دیدارهای دائمی با مدعیانِ دروغین!


این همون سخنیِ که بقیه الله فرمودن
که به زودی عده ای از شیعیانِ من ادعا میکنند و ...

اما وقتی شیخ عباس قمی؛ صاحب مفاتیح الجنان
شیخ حسین محدث نوری؛ آیت الله بهجت
علامه حسن زاده آملی و دیگر علما
ملاقات و دیدار با منجی عالم بشریت رو نقل میکنن
پس امکان پذیره و قابل استناد و موثق

اما دلیل نگارش این پست
نقل ماجرایِ یکی از زائرین هرهفتۀ سه شنبۀ جمکرانِ
که دیروز موقع برگشتن از جمکران
به بنده تعریف کردن

سیزدهم آذر نود و هفت

آقا مجید صفری
زائر سه شنبه های جمکران
اینطور تعریف میکرد:

پس از مدتی از ازدواجمون
در همسرم نشانه های بارداری ظاهر شد
و ما از این اتفاق بی نهایت خوشحال بودیم
تا اینکه در یکی از آزمایشهای غربالگری
گفتن جنینِ شما مبتلا به سندرومِ و دچار نقص هایی
هستش که میتونید قانونی جنین رو سقط کنید

آقا مجید تعریف میکرد
میگفت: خیلی ناراحت شدم
گفتم: خدایا چرا باید بچه ی من اینطور بشه؟

ذهنم خیلی درگیر بود
با همسرم صحبت کردم که
کسی از بارداری و حتی سندرمِ جنین با خبر نشه


این جریان رو فقط منو خانمم میدونستیم و خدا
دیگه کسی از این اتفاق باخبر نبود

تا اینکه از بی قراری ها
و ناراحتی های همسرم؛ مادرش هم باخبر شد

چند جلسه مشاوره های متعدد پزشکی رفتیم
و هر بار داغ دلمون تازه تر میشد

این غصه زمانی شدت گرفت
که پزشک معالج حرفی رو زد که
به کلی منو همسرم داغون شدیم
و بدنمون به کلی سست شد

دکتر گفت: باید یکسری آزمایشهای تشخیصی
صورت بگیره و در صورت لزوم و پس از طی مراحلی
جنین رو سقط کنیم

اما این آزمایش به شدت با ریسک بالا برخورداره
و امکان صدمه و آسیب رسیدن به جنین رو داره
و بدتر از اون اینکه؛ امکان داره خانومتون
دیگه باردار نشه و تا ابد
بدون فرزند بمونید!

خیلی استرس داشتم
استرس شده بود بلای جونمون
و از این اتفاق خیلی مضطرب بودیم

منکه شبها خوابم نمیبرد
همسرم هم خیلی ناراحت بود
و بلاتکلیف بودیم و نمیدونستیم دقیقا باید چیکار کنیم؟

بچه رو سقط کنیم؟
یا همینطور عقب مانده ذهنی بدنیا بیاریمش؟

دکتر میگفت: باید یه برگه ای رو امضا کنید
که اگر به جنین در طی انجامِ این آزمایش آسیب رسید
مسئولیتش با ما نیست و با خودتونه ...!

اِی خدا چیکار کنم؟
خودت کمکمون کن!

تصمیم گرفتیم اگه این موضوع درست بود
جنین رو سقط کنیم

چند جلسه مراجعه کردیم
و هر بار مبالغ بالایی رو از ما میخواستن

منم دقیقا همون روزها
به مشکل کاری برخورده بودم
و منجر به تعطیل شدن کارم شده بود

خلاصه مبلغ جور شد؛ واریز کردم
و منتظر بودیم به ما اعلام کنن تا برای آزمایش بریم

در این مدت؛ همسرم طبق دستور پزشک
میبایستی از جای خودش تکون نمیخورد و از
حرکات زیاد و اضافی جلوگیری میکرد

وقتی از پزشکان سوال میکردم
احتمال این نقص و سندرم در فرزندم چقدره؟

جواب میدادن آزمایش غربالگری
کاملا سندرم و نقص رو ثابت و تائید کرده
و این جنین دچار مشکلات ذهنی مادرزادیِ


ما میخواهیم با این آزمایش
نمونه برداری نهایی کنیم و در واقع میخواهیم
مجوّز سقط قانونی جنین رو صادر کنیم

با ما تماس گرفتن؛ و در نهایت
با همسرم برای آزمایش راهی شدیم

خیلی نگران بودیم
و از درون داشتیم نابود میشدیم

روزها از این ماجرا گذشت

رفته بودم مغازه ام
و مشغول جمع و جور کردن وسایل بودم
که یه لحظه یاد امام زمان (عج) افتادم

دوشنبه بود
شنیده بودم که سه شنبه ها
و در واقع شبهای چهارشنبه
در مسجد مقدس جمکران
دعای توسل به اهل بیت برگزار میشه

با خودم گفتم فردا سه شنبه ست
ان شاالله میرم جمکران؛ و
با امام زمان (عج) درد دل میکنم
و خدا رو به حق امام مهدی قسم میدم

به همسرم زنگ زدم و گفتم:
فردا میخوام برم جمکران
اگه دوست داری بیای؛ میبرمت
ولی بخاطر توصیه های پزشک
بهتره که خونه بمونی!

شب خانمم رو بردم خونه مادرش
و قرار شد فردا؛ بعد از ظهر راهی جمکران بشم

روز سه شنبه بود
داخل مغازه در حال جمع و جور کردنِ وسایل بودم
که متوجه شدم گوشیم زنگ میخوره

تلفن رو برداشتم
و دیدم یه خانمی میگه:
سلام آقا؛ خدا رو شکر دخترتون سالمه

منکه حسابی از اتفاقاتِ این چند روز عصبی شده بودم
گفتم: چی میگی خانم؟ من اصلا بچه ای ندارم
فکر کنم اشتباه گرفتین!


گفت: مگه همسرتون نیومده بود آزمایشگاه؟
مگه نمیخواستید بچه تون رو سقط کنید؟
دخترتون کاملا سالمه و هیچ مشکلی وجود نداره!

نمیدونم دیگه چیا گفتم؟
و نمیدونم چطور تلفنو قطع کردم؟
همونجا وسط مغازه افتادم زمین و فقط گریه میکردم!

گفتم خدایا شکرت
گفتم امام زمان خیلی مَردی
من هنوز نیومدم جمکران که حاجتم رو دادی

تلفنم رو برداشتم و به خانمم زنگ زدم
ولی ماجرا رو تعریف نکردم
گفتم آماده شو میام دنبالت
بریم جمکران

گفت جمکران؟
با این وضع و اوضاعم؟
مگه دکتر نگفته نیاز به استراحت مطلق دارم؟

گفتم: آماده شو دارم میام دنبالت
در مسیر یه دسته گل و یه جعبه شیرینی خریدم
و رفتم منزل مادرخانمم

تووی حیاط ایستاده بودم و منتظر همسرم!

خانمم همراه مادرش اومد
گفت مجید جریان چیه؟
این گل و شیرینی چیه؟

گفتم این گل و شیرینی
برای دخترم و مامانِ دخترمه دیگه

با تعجب گفت: دخترت؟
گفتم آره دخترم؛ و جریان رو براش تعریف کردم
و گفتم سریع باید بریم جمکران

مادرخانمم از ذوق و شوقِ خبر دادن به بقیه
گفت جمکران دوره؛ بریم شاه عبدالعظیم

منم گفتم: اگه میخواهید برید شاه عبدالعظیم
این ماشین و اینم سوئیچ؛ خودتون برید
من باید برم جمکران

خلاصه راضی شدن
و خانممو مادرشم همراه من اومدن جمکران
و این اولین هفته ای بود که اومدم جمکران

آقا مجید عکس دخترشو بهم نشون داد
ماشاالله الان سه سال و نیم سن داره
و آقا مجید هر کاری هم داشته باشه
سه شنبه شبها جمکرانه



مطالب دیگر را هم بخوانید :
برچسب : مدعیان دروغین و داستانهایی که از روی توهم میسازن - امام زمان را میبینم و دیدار همیشگی و دائمی دارم، مجید صفری، دعای توسل در مسجد مقدس جمکران - قم با مداحی و سخنرانی و برنامه های متنوع و جذاب، سعید عزتی و مسجد مقدس جمکران - عنایات امام زمان به شیعیان، دیدار و ملاقات با امام زمان - چگونه با امام زمان دیدار و ملاقات کنم؟ امام زمان را دیدم، داستانها و ملاقاتهای شیعیان علما مراجع با امام زمان - سه شنبه ها در جمکران - شبهای چهارشنبه در جمکران دعای توسل برگزار میشود، شیخ حسن مثله جمکران - دستور ساخت مسجد مقدس جمکران به دستور امام زمان در واقعیت - آیا امام زمان در مسجد جمکران حضور دارد؟ چاه جمکران چیست؟ حسن مثله جمکرانی کیست؟،
لینک های مرتبط :
نظر بده()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





تابلو اعلانات
آمار وبلاگ من
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات وبلاگ من

کد کج عکسی



در این وب
در كل اینترنت


وصیت شهدا